مهارت فروشندگی

چطور یک مغازه دار و فروشنده موفق باشیم؟

چطور یک مغازه دار و فروشنده موفق باشیم؟

سئوال خیلی خوبی است. واقعا چطوری یک مغازه دار و فروشنده فوق العاده باشیم؟ تابحال به این فکر کرده اید که فروشگاه یا مغازه شما در چه مرحله ای از زندگی خود است. این کسب و کار یک نوزاد تازه متولد شده است؟ یا یک موجود بالغ که وقت ازدیاد آن است؟ یا اینکه در حال حرکت به سمت بالغ شدن است و باید فعلا علائم بلوغ سیستمی آن را چک کنیم؟ شما با پاسخ به این سئوالات می توانید به موقعیت فعلی کسب و کار خود پی ببرید. اینطوری این امکان را پیدا می کنید تا برای گام برداشتن به سمت پیشرفت بیشتر، برنامه ریزی کنید. و یک مغازه دار حرفه ای و فروشنده فوق العاده بشوید.

حتما برای یک مغازه دار ، هنر خریدن جنس زیر قیمت،  چانه زنی ماهرانه ، توانمندی های تاثیر گذاری است. البته همیشه به این نکته توجه کنید در هر معامله، شما وقتی بیشترین سود را می برید که طرفین معامله هر دو سود کنند و احساس رضایت از این خرید و فروش را داشته باشند. چون تداوم کار و منفعت مکرر که روز به روز هم با افراد بیشتر برقرار بشود، بهتر از سود زیاد و مقطعی می باشد. متاسفانه این رسم بازار شده که اجناس را کمی به قیمت بالاتر می‌فروشند تا جای تخفیف داشته باشد که به همین علت هم شما باید روش تخفیف گرفتن را بلد باشید. برای زیر قیمت بازار خریدن کالاها، نکات زیر را می توانید اجرا کنید:


اگر شما هم مغازه دار هستید و دوست دارید درآمدتان را بیشتر کنید. فرصت را از دست ندهید. شما می توانید با یک هزینه کم جلوی ضررهای آینده را بگیرید. برای مشاهده ویدئوی آموزشی کلیک کنید.

 فرض کنید که جنسی را ۳۰۰ هزار تومان قیمت دادند و شما می خواهید آن را ۲۵۰ هزار تومان بخرید؛ بهتر است بعد از شنیدن قیمت حالت تعجب به خود بگیرید و با صدای حیرت‌زده بگویید: چی ۳۰۰ هزار تومن! مگه چی میخوای بفروشی؟ وقتی این جمله را گفتید. اگر فروشند قیمت بالا گفته باشد، معمولا از تخفیف صحبت می کند و یا اگر مزیت ویژه ای در کالا باشد ، بیان می کند. شما هم با توجه به اطلاعاتی که دارید باید بررسی کنید که تا چقدر کیفیت و قیمت کالا، مناسب و مشتری پسند است. البته شما باید مواظب مشتری‌های حرفه‌ای هم باشید. آنها هم از این روش استفاده می‌کنند. در این مواقع نباید روحیه خود را ببازید و با روی گشاده و با قاطعیت از امتیازها و مزایای کالا و محصول خود صحبت کنید. همیشه اگر فروشنده سعی کرد از خود شما مضنه قیمت را بگیرد تا کالای مناسب کار شما را معرفی کند. سعی کنید زیر قیمتی که می خواهید برای خرید پرداخت کنید را به او بگویید. فرض کنید اگه آن محصول حدود ۳۰۰ هزار تومان است. قیمت مورد نظر خود را ۲۵۰ هزار تومان اعلام کنید. و بگویید من نهایتا می توانم ۲۵۰ هزار تومان هزینه کنم.روشهای مغازه دار و فروشنده موفق

همیشه سعی کنید در معامله خجالت و رو درواسی را کنار بگذارید و خیلی راحت صحبت کنید. سعی کنید به فن بیان مسلط باشید. آنهایی که در کار خرید و فروش هستند، عموما فن بیان و صراحت لهجه خوبی دارند و بدون خجالت ، چانه زنی های قیمت کالاها و محصولاتی که معامله می کنند را انجام می دهند. این یک عرف پذیرفته شده در کل جهان است. پس به عنوان یک مغازه دار یا یک فروشنده باید این موضوع را بپذیریم و برای آن راهکارهای خودمان را داشته باشیم.

حتی اگر نتوانستید تخفیف بگیرید سعی کنید برای پرداخت قیمت اجناس مهلت از فروشنده ها بگیرید. البته همه این ها به شرایط خرید و هنر شما در چانه زنی و فن بیان بستگی دارد. همیشه هم به این نکته توجه کنید که به منفعت طرفین در معامله توجه کنید. حتی اگر کسی مجبور بود بخاطر شرایط سخت خود کالایی را مجانی به شما بفروشد، از این شرایط سوء استفاده نکنید. اخلاق و انسانیت می تواند برای شما اعتباری را در بازار کسب و کار به ارمغان بیاورد که از هر سرمایه ای بهتر برای شما کار کند.

اگر در جایی کالایی را ارزان تر دیدید، اول از نظر کیفیت بررسی لازم را انجام دهید. بعد اگر باز هم مناسب بود بدون هیجان زدگی اقدام به خرید کنید. متاسفانه بعضی ها برای اینکه تخفیف بگیرند، روی جنس طرف مقابل ایراد نابجا می گذارند که این کار درست نیست. البته اگر کالا و محصولی واقعا ایراد داشته باشد. بهتر است آن را نخرید چون شما هم موقع فروش با مشکل مواجه می شوید. اگر هم فعلا همان کالا موجود است، می توانید ایرادها را به فروشنده اعلام کنید و در عوض با قیمت کمتری آن را بخرید. مثلا اگر لباس می خرید و چروک و خاک گرفته شده بگویید که باید یک بار شسته و اتو شود یا به خشکشویی داده شود.

 همیشه برای اینکه هم از کیفیت و هم از قیمت کالا برای خرید مطمئن شوید، یک بحث مقایسه آن کالا و سایر موارد را با فروشنده راه بیاندازید. جنس طرف را با اجناس مشابه و ارزانتر مقایسه کنید. مثلا بگویید این کت و شلوار با دوخت بهتر و شیک تر در مغازه دیگری با قیمت ۴۵۰ هزار تومان فروخته می شود. تازه اگر بخواهیم احتمالا تخفیف هم دارد. برای من کمی سخت است که دوباره به آنجا مراجعه کنم. اگر شما هم با ما راه بیایید، من از شما خرید کنم. همیشه سعی کنید کاری کنید که فروشنده خودش مقداری از قیمت اولیه پایین بیاید و بعد شما از قیمت پایین آمده تخفیف بخواهید. مثلاً بگویید باور کنید قصد خرید دارم. آخرش شما چند حساب می کنید؟ فرض کنید فروشنده می گوید آخرش ۳۸۰ هزار تومان. شما هم بگویید من نهایتا ۳۵۰ هزار تومان می توانم از شما بخرم. اگر راضی هستید، بفرمایید کارت خوان مغازه کجاست؟ یا اینکه بفرمایید نقدا تقدیم کنم.

 همیشه در اعلام نظر آخر بعد از چانه زدن بسیار دقت کنید. چون وقتی نظر آخر را اعلام کردید، دیگر برای اعتبار خودتان خوب نیست که دوباره آن را عوض کنید. اگر این کار را انجام دهید برای آن فروشنده جا می افتد که هم قیمتش خیلی خوب است و هم شما ثبات کلام و نظر ندارید. پس اگر نظر آخر را گفتید و فروشنده قبول نکرد ، خداحافظی کنید و از مغازه بیرون بروید. در این موقع هیچ نگران نباشید. اگر باز بیشتر بگردید موارد مشابه و شاید بهتر هم گیر بیاورید. البته کمی زمان و انرژی بیشتری باید صرف کنید. ولی این را بدانید اعتبار شما در بازار بسیار مهم است و سرمایه ای است که به مرور زمان و بسختی بدست می آید.


اگر شما هم مغازه دار هستید و دوست دارید درآمدتان را بیشتر کنید. فرصت را از دست ندهید. شما می توانید با یک هزینه کم جلوی ضررهای آینده را بگیرید. برای مشاهده ویدئوی آموزشی کلیک کنید.

اگر در بازار گشتید و نتوانستید همه اجناس مورد نظر را با قیمت پایین پیدا کنید. نگران نباشید و تلاش کنید با همان اجناسی که به قیمت خوبی خریده اید، سود مطلوب از مغازه داری را کسب کنید. این را هم بدانید که در این تلاشی که کردید، تجربه خوب و ارزشمندی را کسب کرده اید و مهارت چانه‌زنی خود را بهبود داده اید. همچنین به خوبی در جریان وضعیت بازار کالاهای خود قرار گرفته اید.

چگونه به فروشنده و کارگرهای فروشگاه و مغازه باید اعتماد داشته باشیم؟اعتماد به فروشنده مغازه

یک شاه کلید برای زندگی را همیشه بدانید. اعتماد به فروشنده یا کارگر به معنای این نیست که اصلا حساب و کتاب نداشته باشید. همیشه به مردم اعتماد داشته باشید. اما به هیچ کس اعتماد بی حساب و کتاب نکنید. اعتمادتان از روی ظاهر و احساسات نباشد. حالا منظور ما دقیقا از این گفته ها چیست؟ منظور ما این است که به مردم اعتماد داشته باشید. چون اگر اعتماد نکنید، نمی توانید آرامش داشته باشید و کارها به سختی پیش می رود. اما به آنها از روی ظاهر و احساسات اعتماد نکنید. یعنی اینکه حساب و کتاب خود را صاف و دقیق بدانید. باید راه و روشی داشته باشید تا بدانید چند تا جنس وارد مغازه و چند تا خارج می شود. باید حساب ها را با روش هایی بصورت دوره ای و شفاف بتوانید کنترل کنید. در این صورت چون شما آدم دقیقی هستید و حساب و کتاب کارتان را دارید، کمتر کسی به فکر سوء استفاده در کسب و کار شما می افتد. اما اگر شما در حساب و کتاب دقیق نباشید، ممکن است مثلا فروشنده شما وسوسه شده و از این فرصت سوء استفاده کند. در اینجا مقصر خود شما هستید. ضرب المثل معروفی هست که می گوید: “مالت را بچسب و همسایه را دزد نکن.”

البته در علم روز مدیریت بیشتر سعی برای دادن انگیزه به کارمندان و کارکنان برای انجام کارها، در جهت رسیدن به اهداف مهم کسب و کار صورت می گیرد. یعنی بجای آنکه برای کنترل کارکنان هزینه کنند، آن پول ها را برای دادن انگیزه به پرسنل زحمتکش و کارکنان خلاق کسب و کار صرف می کنند. وقتی که شما خودتان در مغازه هستید و فروشنده ندارید، در این صورت مشتری ها به خود شما عادت می کنند. و اگر بیایند و شما را نبینند، ممکن است تاثیر منفی روی آنها داشته باشد و خرید نکنند.

اگر می خواهید خودتان کمتر در مغازه بایستید و فروشنده داشته باشید، بهترین راه این است که مدتی فروشنده را بیاورید کنار خودت بایستد. شما کمتر با مشتری ها صحبت کنید و اجازه بدهید فروشنده تان با مشتری ها ارتباط برقرار کرده و کارشان را راه بیندازد. حتما به فروشنده تان یاد بدهید که با مشتری ها مثل شما رفتار کند. مخصوصا در تخفیف دادن و ارتباط دوستی، بهتر است با دقت عمل کند. البته همیشه این نکته هم فراموش نکنید در استخدام همیشه خیلی سخت گیر باشید و با روشهای مختلف فرد مناسب آن کار را امتحان کنید. مثلا تست فن بیان از فروشنده بگیرید و یا برای کارگر متقاضی کار مسئله ای برای انجام طراحی کنید. و میزان مهارتها و توانمندی آنها را بسنجید. حتی با سئوالاتی میزان اخلاق مداری و همکاری آنها را بررسی کنید. چون وقتی استخدام کنید ، مشکلات اخراج شاید خیلی بیشتر باشد. همیشه سربلند و پیروز باشید.

برگرفته از کتاب های: مغازه داری حرفه ای، مدیریت بازاریابی، مدیریت استراتژیک ۳۶۰ درجه، نوآوری باز و مدیریت رفتار سازمانی


اگر شما هم مغازه دار هستید و دوست دارید درآمدتان را بیشتر کنید. فرصت را از دست ندهید. شما می توانید با یک هزینه کم جلوی ضررهای آینده را بگیرید. برای مشاهده ویدئوی آموزشی کلیک کنید.

مغازه داران عزیز برای کسب اطلاعات بیشتر مقالات زیر را مطالعه نمایید.

اصول اولیه مغازه داری

مشکلات مغازه داری

روش های افزایش فروش مغازه

فوت و فن مغازه داری

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا