مهارت فروشندگی

چگونه نظر مشتری را تغییر دهیم؟

روش تغییر دادن نظر مشتری

اصلا سعی نکنید تصمیم مردم را عوض کنید. چون این طوری هم انرژی زیادی باید صرف کنید و هم امکان دارد دیدگاه افراد نسبت به سایر نظراتتان هم منفی شود. بلکه همیشه سعی کنید با دادن اطلاعات مناسب و آوردن دلایل کافی، کاری کنید که مشتریان یک تصمیم جدید و متناسب با نیاز خود بگیرند. در این روش شما باید ابتدا با تایید ضمنی عقیده و نظر مشتری به جای مخالفت با او ، توضیحات بیشتری از کالا و محصولی که به دنبال فروش آن به مشتری هستید ، ارائه دهید. به عبارت دیگر، با این توضیحات سبب جلب توجه مشتری به محصول مورد نظر شوید. همچنین خیلی ساده مزیت هایی که این خرید دارد و سودی که نصیب مشتری می شود، را بسیار جذاب توضیح دهید.

برای مثال اگر شما یک مغازه لوازم تحریر داشته باشید و مشتری از شما یک بسته کاغذ A4 با فلان مارک را بخواهد و شما آن را نداشته باشید. می توانید برای او توضیح دهید که ؛ این مارک کیفیت خوبی دارد و الان در بازار نایاب شده و البته قیمتش هم کمی بالا رفته و شما فعلا موجود ندارید. ولی بجای آن مارک دیگری دارید که هم قیمت مناسب تری دارد و هم کیفیتش مشابه فلان مارک می باشد. حتی می توانید کیفیت آن را برای مشتری تضمین کنید و به او پیشنهاد دهید ببرد و استفاده کند. و هر وقت راضی نبود ، کاغذ های باقیمانده را به همان قیمتی که گرفته پس دهد. چون کاغذ A4 بصورت باز هم فروخته می شود و شما نیز به مشکل بر نمی خورید.

تغییر نظر مشتری

 به عنوان مثال دیگر فرض کنید شما مغازه کفش فروشی دارید و مشتری شما کفش پاشنه بلند می خواهد. شما هم کفش پاشنه بلند فعلا ندارید و یا سایز پای او و رنگ مورد پسندش را تمام کرده اید. می توانید به این صورت با مشتری برخورد نمایید و به او بگویید : کفش پاشنه بلند خیلی قشنگ است. معلوم می شود که شما هم خوش سلیقه هستید. اما ما کفش هایی داریم که طبی هست و وقتی می پوشید کمردرد نمی گیرید، موقع راه رفتن هم زیاد خسته نمی‌شوید. رنگهای متنوع و قشنگی هم دارد و فکر می کنم با سلیقه شما بخواند. فقط پاشنه هایش به بلندی که شما می‌خواهید نیست، ولی بسیار شیک و راحت است. اگر اشکالی نداره یک جفتش را امتحان کنید؟ البته بهتر است در حین صحبت حتی جعبه کفشها را برای مشتری بیاورید تا این طوری بیشتر مشتری را تشویق به خرید کنید و وقت او را تلف نکنید.

مثال در این باره بسیار زیاد است. مثلا در مغازه مشاور املاک ، اگر مشتری بیاید و آپارتمانی در طبقه اول بخواهد. و ازقضا مشاور املاکی هم فعلا هیچ فایل طبقه اولی برای رهن و اجاره نداشته باشد. آن وقت مشاور می تواند بگوید، طبقه اول چون پله های کمتری دارد، خوب است. البته ما یک مورد آپارتمان برای رهن و اجاره داریم که طبقه دوم هست و پله های آن کم و با شیب ملایم است. مزیت طبقه دوم نسبت به اول هم این است که شما سر و صدای کمتری برای رفت و آمد بقیه را می شنوید. همینکه نور و چشم انداز بهتری هم دارد. ضمنا به خاطر رفت و آمد کمتر نسبت به طبقه اول دیرتر کثیف می شود. مثلا چون این ساختمان ۲ طبقه بیشتر ندارد، شما به پشت‌بام هم نزدیک تر هستید و برای لباس پهن کردن و کارهای دیگر دسترسی بیشتری نسبت به طبقات دیگر دارید و از همه مهمتر روی سقف شما طبقه ای نیست که سر و صدای راه رفتن و دویدن بچه هایشان شما را اذیت کند. حالا اگر اجازه بدهید من با صاحبخانه این آپارتمان تماس بگیرم و برای بازدید هماهنگ کنم. البته همه این مطالب وقتی امکان پذیر است که شما اطلاعات خوبی از مزایا و معایب این انتخاب ها برای مشتری داشته باشید. پس بهتر است اگر گاهی وقت اضافه دارید، به مزایا و معایب کالاها و خدمات خود فکر کنید. حتی اشکال ندارد آنها را بصورت فهرست وار مکتوب کنید و داشته باشید. تا اینگونه به آنها مسلط باشید. امیدواریم این نکته ها به موفقیت شما در کسب و کارتان کمک کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا
بستن